تبلیغات
history,education,music - گریه (دلنوشته ی منوچهر مرتضی پور)
تاریخ : شنبه 14 بهمن 1391 | 12:10 ق.ظ | نویسنده : منوچهر مرتضی پور دهکردی

چقدر دلم گرفته!

نوازش زمزمه ی نسیم نیز اشک های مرا در می آورند!

کاش بودی! کاش در کنارم بودی! سر بر روی شانه هایت میگذاشتم و گریه میکردم!

میگریستم و تو نظاره میکردی! اشک هایم را نظاره میکردی! اشک هایی که پیاپی به دنبال هم میدوند

اشک هایی که برای تمام شدن عجله را دوست دارند! گویا آنها هم از زندگی خسته اند و نیست را ترجیح میدهند!

کاش می بودی و می شنویدی حرف هایی  از دانه  اشک هایم! حرفهایی که فقط ثانیه ای برای گفتن دارند و بعد نا گفته تباه میشوند!

 



  • مواظب
  • ستاره های نوجوان
  • کارت شارژ همراه اول