تبلیغات
history,education,music - تنهایی (سروده ای از منوچهر مرتضی پور)
تاریخ : چهارشنبه 7 فروردین 1392 | 01:15 ب.ظ | نویسنده : منوچهر مرتضی پور دهکردی

عزیزم بی تو بودن را چطور معنا کنم؟ این روز ها تنهایی امانم را بریده است و همواره دیدگانم تر است دیدگانم که تورا و تماشای رعنای تورا کم دارند  با این دیوانگی چه کنم؟ روزگارم تیره تر از روز سیاه است! این چند بیت را به تو تقدیم میکنم پرستش من:

 

های های  که نسیمی نمی وزد

آسمان تهی است از مرغان افسانه ای

از پنجره ی دیدگان من همه چیز صحراست

وچه زیبا صحرایی

که گوید صحرا دل گیر است؟

از تکاپوی دلم صحرا نیز تنهاست 

وتنهایی چه زیباست

تنهایی که فقط خود باشم و افکار درونم

و درونم آغشته ز پهنای تو است

در خیالم تورا پر دارم و در آغوش تورا کم دارم

هرکجا هستی باش 

ولی در خلوت افکار خودت گاه گاهی نظری انداز بر

چشمان خیال پیشه ام!

 

تقدیم به بهترین زندگی من  از طرف منوچهرت!



  • مواظب
  • ستاره های نوجوان
  • کارت شارژ همراه اول