تبلیغات
history,education,music - در میکده هم خدایی بینی با مرد خدا اگر نشینی
تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392 | 07:44 ب.ظ | نویسنده : منوچهر مرتضی پور دهکردی

خرسند شدیم که رنگ امروز

رنگی دگر است نه رنگ دیروز

تا شب نشده رنگ دگر شد

گفتند ازین نکته هزار نکته بیاموز

فریاد زدیم که چرخ گردون

لیلا چو نداده ای به مجنون

فریاد برآمد آنکه خاموش

کم داد اگر  نگیرد افسون

خاموش شدیم و در خموشی

رفتیم سراغ می فروشی

فریاد زدیم دوای ما کو

گویند دواست باده نوشی

هوشیار نشد مگر که مدهوش

این باره گران بگیرم از دوش

آرام کنار گوش ما گفت

این بار گران تو مفت نفروش

از خود به کجا شوی تو پنهان

از خود به کجا شوی گریزان

بیداری دل چنین مخوابان

سخت آمده است مبخش آسان

هوشیار شدیم ازینکه هستیم

رفتیم و در میکده بستیم

با خود به سخن چنین نشستیم

ما باده نخورده ایم و مستیم؟

مسجد سر راه لز آن گذشتیم

بر روی درش چنین نوشتیم

" در میکده هم خدایی بینی

با مرد خدا اگر نشینی "

در میکده هم خدایی بینی

با مرد خدا اگر نشینی



  • مواظب
  • ستاره های نوجوان
  • کارت شارژ همراه اول